کاربر:محمد/صفحه تمرین
بستانعلی مجاهد بستانعلی مجاهد | |
|---|---|
| خطا در ایجاد بندانگشتی: نمیتوان تصویر بندانگشتی را در مقصد ذخیره کرد | |
| درگذشت | ۲۸ آذر ۱۳۶۴ |
| علت مرگ | مورد اصابت گلوله قرار گرفت |
| ملیت | هزاره |
| پیشه | فرمانده نظامی |
| شناختهشده برای | حضور در جنگ بین مجاهدین و دولت کمونیستی افغانستان |
بستانعلی مجاهد (زادهٔ نامشخص – درگذشتهٔ ۲۸ آذر (قوس) ۱۳۶۴، جاغوری) فرماندهٔ نظامی هزاره بود که در جنگهای میان نیروهای مجاهدین و دولت کمونیستیِ مورد حمایت شوروی حضور داشت. وی قوماندان عمومی مالستان بود و در جنگ جاغوری مورد اصابت گلوله قرار گرفت و به شهادت رسید.[۱]
زندگینامه
نشریه پاسدار اسلام
این متن در نشریهٔ «پاسدار اسلام»، شمارهٔ ۷، که در سال ۱۳۷۰ منتشر شده است، آمده است.
فرمانده عزیز شهید بستانعلی مجاهد از آغاز انقلاب اسلامی در افغانستان در سال ۱۳۵۹ در ولایت ترکستان دست به مبارزه زده و به جبهات مقدم ظهور پیدا کرد، طی عملیاتها دستگیر دشمن ملحد گردید بعد از شکنجههایی فراوان از زندان ملحدین فرار کرد به ولسوالی مالستان آمد با روحانیت و موسفیدان منطقه چندین جلسه را براه انداخت بالاخره مردم شجاعت و توانمندی آنرا دیده و همچنین قوماندان دلیر مردم را بجنگ علیه دولت ملحد تشویق نمود.
در ولسوالی مالستان بعد از دوازده روز جنگ شدید شجاعت و پایداری خویش را برای همه به اثبات رسانید و در سال ۱۳۶۱ از طرف روحانیت به حیث قوماندان عمومی مالستان تعیین گردید به تعداد صد نفر مجاهد را با خود همراه کرده در ولایت غزنی برد و مدت یک سال در جبهه غزنی علیه دولت جنگید و بعداً به اساس تصویب مردم و روحانیت جبهه خویش را در منطقه شاه جوی ولایت قلات انتقال داد و مرکز عملیات را در علاقهداری جُنده ولسوالی مُقر ولسوالی شاه جوی و تازی و خط پخته انتخاب کرد. به اثر شجاعت و پایداری که داشت در ولایت قلات از طرف برادران اهلتسنن به حیث فرمانده عمومی انتخاب گردید. بالاخره در سال ۱۳۶۳ قوای ملحد روسی به ولسوالی جاغوری حمله کرد.
فرمانده عزیز با یک تعداد نیروی نظامی خویش به کمک و یاری برادران جاغوری شتافت بعد از یک سلسله جنگها و رشادتهای فراوان به تاریخ ۲۸ قوس ۱۳۶۴ در ساعت ۴ بعد از ظهر مورد اصابت گلوله دشمن قرار گرفت از اینکه جراحت قوماندان دلیر و همیشه در سنگر و قهرمان معرکه جنگ خیلی شدید بود خودش احساس کرد که دیگر زند نخواهد ماند به سنگرنشینان و یاران خویش وصیت کرد که سنگرهایی خویش را همیشه گرم داغ و زنده نگهدارید و آنگاه جان را به جانان تسلیم و به لقاءالله پیوست روحش شاه و یادش گرامی باد.[۱]