سید محمد حسن جگرن: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
'''سید محمدحسن جگرن''' (زاده: | '''سید محمدحسن جگرن''' (زاده: سیاه ریگ، ناهور – درگذشت: ۷ اردیبهشت/ثور ۱۳۹۵، کابل) فرمانده نظامی، سیاستمدار و از اعضای حزب وحدت اسلامی افغانستان بود. او در اوایل دههٔ ۱۳۷۰ خورشیدی فرماندهی کل نیروهای نظامی حزب وحدت اسلامی افغانستان را بر عهده داشت.<ref>{{یادکرد ژورنال|عنوان=بمناسبت ورود هیأت بلند پایهٔ نظامی حزب وحدت اسلامی افغانستان به پیشاور، مجلس باشکوهی در اقامتگاه سرکنسول جمهوری اسلامی ایران برگزار گردید.|ژورنال=بشارت|تاریخ=۱۸ دی ۱۳۷۰|شماره=شانزدهم|صفحه=۲|زبان=فارسی}}</ref> جگرن در سن ۹۲ سالگی بر اثر بیماری در کابل درگذشت.<ref name=":0">{{یادکرد وب|تاریخ=۷ اردیبهشت ۱۳۹۵|وبگاه=باشگاه خبرنگاران جوان|نشانی=https://www.yjc.ir/fa/news/5582732/%D8%B3%DB%8C%D8%AF%D8%AC%DA%AF%D8%B1%D9%86-%DB%8C%DA%A9%D8%AA%D9%86-%D8%A7%D8%B2-%D9%BE%DB%8C%D8%B4%D8%AA%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D9%86-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D8%AF-%D9%88-%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%88%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-92-%D8%B3%D8%A7%D9%84%DA%AF%DB%8C-%D8%AF%D8%B1%DA%AF%D8%B0%D8%B4%D8%AA|عنوان=سیدجگرن یکتن از پیشتازان جهاد و مقاوت در 92 سالگی درگذشت|نشانی بایگانی=https://web.archive.org/web/20251022093951/https://www.yjc.ir/fa/news/5582732/%D8%B3%DB%8C%D8%AF%D8%AC%DA%AF%D8%B1%D9%86-%DB%8C%DA%A9%D8%AA%D9%86-%D8%A7%D8%B2-%D9%BE%DB%8C%D8%B4%D8%AA%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D9%86-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D8%AF-%D9%88-%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%88%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-92-%D8%B3%D8%A7%D9%84%DA%AF%DB%8C-%D8%AF%D8%B1%DA%AF%D8%B0%D8%B4%D8%AA|زبان=فارسی|تاریخ بایگانی=۲۲ اکتبر ۲۰۲۵}}</ref> | ||
==زندگینامه== | ==زندگینامه== | ||
| خط ۱۵: | خط ۱۵: | ||
=== پیام اتفاق === | === پیام اتفاق === | ||
<blockquote>این متن در نشریهٔ «پیام اتفاق»، شمارهٔ ۱۲، که در سال ۱۳۶۹ منتشر شده است، آمده است.</blockquote>'''رئيس عمومی کمیسیون نظامی شورای انقلابی اتفاق اسلامی افغانستان: باشد که وارثین شهدا و انقلاب، بازیگران بیگانه را فرصت ندهند.''' | <blockquote>این متن مصاحبه در نشریهٔ «پیام اتفاق»، شمارهٔ ۱۲، که در سال ۱۳۶۹ منتشر شده است، آمده است.<ref>{{یادکرد ژورنال|عنوان=باشد که وارثین شهدا و انقلاب، بازیگران بیگانه را فرصت ندهند|ژورنال=پیام اتفاق|تاریخ=اردیبهشت ۱۳۶۹|شماره=۱۲|صفحات=۲-۳|زبان=فارسی}}</ref></blockquote>'''رئيس عمومی کمیسیون نظامی شورای انقلابی اتفاق اسلامی افغانستان: باشد که وارثین شهدا و انقلاب، بازیگران بیگانه را فرصت ندهند.''' | ||
۱- از حضرت آقا صاحب جنرال رئیس عمومی کمیسیون نظامی جهاد شوروی تقاضامندم مختصری از زندگینامهتان را برای خوانندگان جریده پیام اتفاق بیان فرمایید؟ | ۱- از حضرت آقا صاحب جنرال رئیس عمومی کمیسیون نظامی جهاد شوروی تقاضامندم مختصری از زندگینامهتان را برای خوانندگان جریده پیام اتفاق بیان فرمایید؟ | ||
| خط ۳۴: | خط ۳۴: | ||
۹- از فتوحات عمدهٔ که تحت قیادت و فرماندهی جنابعالی در طی یازده سال انقلاب اسلامی صورتگرفته باشد شرح دهید. | ۹- از فتوحات عمدهٔ که تحت قیادت و فرماندهی جنابعالی در طی یازده سال انقلاب اسلامی صورتگرفته باشد شرح دهید. | ||
بسمالله الرحمن الرحیم . | بسمالله الرحمن الرحیم . | ||
| خط ۴۱: | خط ۳۹: | ||
اینجانب سید محمدحسن متوطن در سیاریگ خوات ولسوالی ناهور که در سال ۱۳۱۷ هجری شمسی به مکتب لیسه حربی شامل درس و تکمیل بعد از آن بحر بی شوونځی (حربی پوهنتون) تحصیلات عالی نظامی را الی سال ۱۳۳۰ هجری شمسی به پایان رسانیده. روی مقررات نظام وقت به کفالت ضابط در قطعه عسکری موظف شدم و قدمبهقدم با پیشبرد وظیفه به رتبههای بالاتر ارتقا و در نتیجه تا سال ۱۳۴۹ شمسی به رتبه جگرنی رسیدم. نظر به شرایط بیعدالتی وقت از وظیفه کنارهگیری نمودم . | اینجانب سید محمدحسن متوطن در سیاریگ خوات ولسوالی ناهور که در سال ۱۳۱۷ هجری شمسی به مکتب لیسه حربی شامل درس و تکمیل بعد از آن بحر بی شوونځی (حربی پوهنتون) تحصیلات عالی نظامی را الی سال ۱۳۳۰ هجری شمسی به پایان رسانیده. روی مقررات نظام وقت به کفالت ضابط در قطعه عسکری موظف شدم و قدمبهقدم با پیشبرد وظیفه به رتبههای بالاتر ارتقا و در نتیجه تا سال ۱۳۴۹ شمسی به رتبه جگرنی رسیدم. نظر به شرایط بیعدالتی وقت از وظیفه کنارهگیری نمودم . | ||
۲- بعد از کنارهگیری از وظیفه در ماوای اصلی در سیاریگ خوات جابهجا و به مطالعات تاریخ اجتماعی و فلسفی چهرههای انقلابی و وضع مردم افغانستان و منطقه میاندیشیدم البته برای ارتقای مکتب ابتدائیه شش صفه خوات کوشش انجام دادم تا متوسطه شد و با شخصیتهای ملی شناختها و تماسها حاصل نمودم و در سال ۱۳۵۲ خواستم در خدمت بهتر ملت منطقه آماده شوم به کاندیدای وکالت شورا تصمیم گرفتم تا از این طریق خواستههای برحق ملت را به حکومت و حکومت را بهواقع به خدمت مردم افغانستان و قانع سازم؛ اما تغییرات حکومتی در سطح افغانستان به وجود آمد و حکومت به داوود منتقل شد. | ۲ و ۳- بعد از کنارهگیری از وظیفه در ماوای اصلی در سیاریگ خوات جابهجا و به مطالعات تاریخ اجتماعی و فلسفی چهرههای انقلابی و وضع مردم افغانستان و منطقه میاندیشیدم البته برای ارتقای مکتب ابتدائیه شش صفه خوات کوشش انجام دادم تا متوسطه شد و با شخصیتهای ملی شناختها و تماسها حاصل نمودم و در سال ۱۳۵۲ خواستم در خدمت بهتر ملت منطقه آماده شوم به کاندیدای وکالت شورا تصمیم گرفتم تا از این طریق خواستههای برحق ملت را به حکومت و حکومت را بهواقع به خدمت مردم افغانستان و قانع سازم؛ اما تغییرات حکومتی در سطح افغانستان به وجود آمد و حکومت به داوود منتقل شد. | ||
با گذشت تقریباً پنج سال این وضع کودتای دیگری بهوسیله خلقیها و پرچمیها به وقوع پیوست که بیش از بیش خطر انحطاط فکری مردم بهمحض قدرتگرفتن مشاهده میشد که در این مورد با روحانیت مبارز این وضع آشفته را در میان گذاشته و از پیامد ناگواری که به دنبال داشت مذاکره میکردم که در نتیجه مقصود خوشبختانه با جمیع روحانیت ما حول به مبارزه علیه اقدامهای خلاف دستورات اسلامی که توسط خلقی و پرچمیها در رأس ترکی صورتگرفته بود، موفق شدیم طی دو روز جلسه، جبهات نظامی در ولسوالی بهسود ترتیب و هم جبهه دیگری در براندازی ولسوالی ناهور تنظیم نمودیم و جبهه دیگری در ولسوالی جاغوری تحت قومانده قوماندان عبدالخالق در جاغوری سوق دادیم و خودم رهبری نظامی جبهه ولسوالی ناهور را به عهده گرفتم که به تاریخ ۲/۶/۱۳۵۸ ولسوالی ناهور را از لوث وجود ناپاک ایادی روسها پاک و سپس به مسیر سراب و جغتو و ولسوالی گلبوری نظامیهای جهادی را قومانده دادم که به ترتیب جبهات در ککرک و ترگان و مردم سراب جغتو را نیز در قیاق جابهجا و خودم با عدهای از مجاهدین در ده حاجی و ده حمزه و میدان مصروف پاکسازی شدم و به حمد خداوند کریم با اندکزمان مناطق نامبرده به دست پرتوان قهرمانان آزاد و پوزه خلقیها و پرچمیها به خاک مالیده شد.جبهات منظم در سنگر مقدم اطراف غزنی جابهجا شد. | با گذشت تقریباً پنج سال این وضع کودتای دیگری بهوسیله خلقیها و پرچمیها به وقوع پیوست که بیش از بیش خطر انحطاط فکری مردم بهمحض قدرتگرفتن مشاهده میشد که در این مورد با روحانیت مبارز این وضع آشفته را در میان گذاشته و از پیامد ناگواری که به دنبال داشت مذاکره میکردم که در نتیجه مقصود خوشبختانه با جمیع روحانیت ما حول به مبارزه علیه اقدامهای خلاف دستورات اسلامی که توسط خلقی و پرچمیها در رأس ترکی صورتگرفته بود، موفق شدیم طی دو روز جلسه، جبهات نظامی در ولسوالی بهسود ترتیب و هم جبهه دیگری در براندازی ولسوالی ناهور تنظیم نمودیم و جبهه دیگری در ولسوالی جاغوری تحت قومانده قوماندان عبدالخالق در جاغوری سوق دادیم و خودم رهبری نظامی جبهه ولسوالی ناهور را به عهده گرفتم که به تاریخ ۲/۶/۱۳۵۸ ولسوالی ناهور را از لوث وجود ناپاک ایادی روسها پاک و سپس به مسیر سراب و جغتو و ولسوالی گلبوری نظامیهای جهادی را قومانده دادم که به ترتیب جبهات در ککرک و ترگان و مردم سراب جغتو را نیز در قیاق جابهجا و خودم با عدهای از مجاهدین در ده حاجی و ده حمزه و میدان مصروف پاکسازی شدم و به حمد خداوند کریم با اندکزمان مناطق نامبرده به دست پرتوان قهرمانان آزاد و پوزه خلقیها و پرچمیها به خاک مالیده شد.جبهات منظم در سنگر مقدم اطراف غزنی جابهجا شد. | ||