پرش به محتوا

کاربر:محمد/صفحه تمرین ۲: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی‌هزاره
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
 
خط ۲۱: خط ۲۱:




بسم الله الرحمن الرحيم .


اینجانب سید محمد حسن متوطن در سیاریگ خوات ولسوالی ناهور که در سال ۱۳۱۷ هجری شمسی بمكتب ليسه حربی شامل درس و تكميل بعد از آن بحر بی شوونځی (حربي پوهنتون) تحصیلات عالی نظامی را الی سال ۱۳۳۰ هجری شمسي بپایان رسانیده روی مقررات نظام وقت بكفالت ضابط در قطعه عسکری موظف شدم و قدم بقدم باپیشبرد وظيفه برتبه های بالاتر ارتقا و در نتیجه تا سال شمسی برتبه چگونی رسیدم. نظر بشرایط بی عدالتی وقت از وظیفه کنارهگیری نمودم .  
بسم‌الله الرحمن الرحیم .


۲- بعد از کنارهگیری از وظیفه در ماوای اصلی درسياريك خوات جابجا و بمطالعات تاریخ اجتماعی وفلسفی چهره های انقلابی و وضع مردم افغانستان و منطقه می اندیشیدم البته برای ارتقای مكتب ابتدائیه شش صفه خوات کوشش انجام دادم تا متوسطه شد. و با شخصیت های ملی شناخت ها و تماس ها حاصل نمودم و در سال ٥٢ خواستم در خدمت بهتر ملت منطقه آماده شوم به کاندیدای وکالت شوری تصمیم گرفتم تا ازین طریق خواسته های برحق ملت را بحکومت و حکومت را بواقع بخدمت مردم افغانستان و قانع سازم اما تغيرات حکومتی در سطح افغانستان بوجود آمد و حکومت به داود منتقل شد و با گذشت تقریباً پنج سال این وضع کودتای دگری باالوسیله خلقی ها و پرچمی ها بوقوع پیوست که بیش از بیش خطر انحطاط فکری مردم به محض قدرت گرفتن مشاهده میشد. که درین مورد باروحانیت مبارز این وضع آشفته را در میان گذاشته و از پیامد ناگواری که بدنبال داشت مذاکره میکردم که در نتیجه مقصود خوش بختانه باجميع روحانیت ماحول به مبارزه عليه اقدام های خلاف دستورات اسلامی که توسط خلقی و پرچمی ها در راس ترکی صورت گرفته بود، موفق شدیم طی دوروز جلسه جبهات نظامی در ولسوالی درول بهسود ترتيب وهم جبهه دگری در براندازی ولسوالی ناهور تنظيم نمودیم و جبهه دگری در ولسوالی جاغوری تحت قومانده قوماندان عبد الخالق در جاغوری سوق دادیم و خودم رهبری نظامی جبهه ولسوالی ناهور را بعهده گرفتم که بتاريخ ٢/٦ / ١٣٥٨ ولسوالي ناهور را از لوث وجود ناپاك ایادی روس ها پاك و سپس به مسیر سراب و جغتو و ولسوالی گلبوری نظامی های جهادی را قومانده دادم که باالترتيب جبهات در کكرك و ترگان و مردم سراب جفتو را نیز در قیاق جابجا و خودم باعدة، مجاهدین در ده حاجی و ده حمزه و وردگ مصروف پاکسازی شدم و بحمد خداوند كريم باندك زمان مناطق نامبرده بدست پرتوان قهرمانان آزاد و پوزه خلقی ها و پرچمی ها بخاک مالیده شد. جبهات منظم در سنگر مقدم اطراف غزنی جابجا شد.بعد از آن ارتباط جهاد را گسترش دادم و در مربوطات غزنی با برادران اهل سنت داخل مذاکره شدم که و بعد از مدتی که ملت مناطق مرکزی باشمول برادران اهل سنت که چند ولسوالی را متشکل بودند از روحانیت و دانشمندان معارف و اهل تجربه ملی در ورس گردهم جمع و تشکیلات جامع اداری حکومت اسلامی بمنظور تنظیم امور جهادی و رهبری انقلاب اسلامی شورای انقلابی اتفاق اسلامی افغانستان بوجود آمد. درینجا شخص خودم برعلاوه که مصروف به تعمیل امر شرعی جهادی شخصا آماده بودم و از طریق شورای منتخب مردم بریاست عمومی کمیسیون نظامی جهاد و امور دفاعی تعیین شدم که جبهات ولایت پروان ، ولایت غزنی و جاغوری و بامیان و قندهار و لشکر گاه را رهبری نمایم و چنانچه که نتیجه این عمل تا اکنون از نظر همه برادران پوشیده نیست و جبهات مقدم و مستحکم جهادی که آستانه دو از دهمین سال انقلاب اسلامی قرار دارند. شاهد و ناظر صحنه میباشد. استقامت همه جبهات جهادی بالاخره قوای  تابدندان مسلح روسی را در سطح بين المللی به شکست و مرگ حتمی روبرووبه برگشت مفتضحانه مجبور کرد ولی جنايات ارتش سرخ در سطح ملی و بين المللی از صفحات تاريخ محو نخواهد شد و بلکه نفرین ها را بخود ضمیمه دارند . - مجاهدین اسلامی بحمدلله از روحیه بسیار عالی برخوردار است و موضع نظامی سیاسی خودها را حفظ کرده اند درعین حالیکه برعلاوه به فشار جنگی و محاصره اقتصادی گرفتارند اما با اطمینان روحی و ایمان کامل جهاد مقدس را به حسن صورت انجام مهند .
اینجانب سید محمدحسن متوطن در سیاریگ خوات ولسوالی ناهور که در سال ۱۳۱۷ هجری شمسی به مکتب لیسه حربی شامل درس و تکمیل بعد از آن بحر بی شوونځی (حربی پوهنتون) تحصیلات عالی نظامی را الی سال ۱۳۳۰ هجری شمسی به پایان رسانیده. روی مقررات نظام وقت به کفالت ضابط در قطعه عسکری موظف شدم و قدم‌به‌قدم با پیشبرد وظیفه به رتبه‌های بالاتر ارتقا و در نتیجه تا سال ۱۳۴۹ شمسی به رتبه جگرنی رسیدم. نظر به شرایط بی‌عدالتی وقت از وظیفه کناره‌گیری نمودم .


ه - دولت مزدور روسی آخرین لحظات حيات مکتب کمونیست را در رسانه های خبری دنیا و انقلابات ملت هایی که تاکنون از تاجکستان ولهستان تا با آلمان شرق بزنجیر اسارت فرهنگی و اقتصادی گرفتار بودند مشاهده میکند و مرگ خود ها را نیز چندان دور نمی بیند. . ادامه عمر آنها مربوط میشود بيك نظم کلی و پلان صحیح مجاهدین و سنگرداران جهادی که آخرین ضربه را همه باهم وارد و نقطه های محدودی که تحت کنترول رژیم میباشند آزاد و با مردم، اکثریت قاطع ملت مسلمان آزادی جمهوری اسلامی را تحقق به بخشند.
۲- بعد از کناره‌گیری از وظیفه در ماوای اصلی در سیاریگ خوات جابه‌جا و به مطالعات تاریخ اجتماعی و فلسفی چهره‌های انقلابی و وضع مردم افغانستان و منطقه می‌اندیشیدم البته برای ارتقای مکتب ابتدائیه شش صفه خوات کوشش انجام دادم تا متوسطه شد و با شخصیت‌های ملی شناخت‌ها و تماس‌ها حاصل نمودم و در سال ۱۳۵۲ خواستم در خدمت بهتر ملت منطقه آماده شوم به کاندیدای وکالت شورا تصمیم گرفتم تا از این طریق خواسته‌های برحق ملت را به حکومت و حکومت را به‌واقع به خدمت مردم افغانستان و قانع سازم؛ اما تغییرات حکومتی در سطح افغانستان به وجود آمد و حکومت به داوود منتقل شد.


- در وضعیت فعلی زد و بندهای پنهان و اشکار جریان دارد که منوط است به بخش نهایی و کامل کننده انقلاب اسلامی باشد که وارثین شهدا و انقلاب بازیگران بیگانه را فرصت ندهند. البته با وحدت ملت مسلمان در مجموع ويخصوص سرصدای تاسیس حزب وحدت با تدوين كيفيت جامع وحدت همیشه آرمان من وهمه ملت بوده و میباشد .
با گذشت تقریباً پنج سال این وضع کودتای دیگری به‌وسیله خلقی‌ها و پرچمی‌ها به وقوع پیوست که بیش از بیش خطر انحطاط فکری مردم به‌محض قدرت‌گرفتن مشاهده می‌شد که در این مورد با روحانیت مبارز این وضع آشفته را در میان گذاشته و از پیامد ناگواری که به دنبال داشت مذاکره می‌کردم که در نتیجه مقصود خوشبختانه با جمیع روحانیت ما حول به مبارزه علیه اقدام‌های خلاف دستورات اسلامی که توسط خلقی و پرچمی‌ها در رأس ترکی صورت‌گرفته بود، موفق شدیم طی دو روز جلسه، جبهات نظامی در ولسوالی بهسود ترتیب و هم جبهه دیگری در براندازی ولسوالی ناهور تنظیم نمودیم و جبهه دیگری در ولسوالی جاغوری تحت قومانده قوماندان عبدالخالق در جاغوری سوق دادیم و خودم رهبری نظامی جبهه ولسوالی ناهور را به عهده گرفتم که به تاریخ ۲/۶/۱۳۵۸ ولسوالی ناهور را از لوث وجود ناپاک ایادی روس‌ها پاک و سپس به مسیر سراب و جغتو و ولسوالی گلبوری نظامی‌های جهادی را قومانده دادم که به ترتیب جبهات در ککرک و ترگان و مردم سراب جغتو را نیز در قیاق جابه‌جا و خودم با عده‌ای از مجاهدین در ده حاجی و ده حمزه و میدان مصروف پاک‌سازی شدم و به حمد خداوند کریم با اندک‌زمان مناطق نامبرده به دست پرتوان قهرمانان آزاد و پوزه خلقی‌ها و پرچمی‌ها به خاک مالیده شد.جبهات منظم در سنگر مقدم اطراف غزنی جابه‌جا شد.


۷ - حل مسئله افغانستان بامحو كامل خلقی ها و پرچمی ها انجام میپذیرد که این وضع چه با تشدید جنگ نیروهای جهادی تحقق بپذیرد و یا اینکه آنها بیش ازین برجنایات ضد بشری و تخلفات و تجاوزات بر مقدسات دینی و میهنی شان نیا فزایند و بمجاهدین اسلامی افغانستان تسلیم شوند در اینصورت بعضی از کارکنان که حزبی نمیباشد الی برگذاری و بررسی دقیق قضایی فرصت حيات خواهند داشت
بعد از آن ارتباط جهاد را گسترش دادم و در مربوطات غزنی با برادران اهل‌سنت داخل مذاکره شدم که و بعد از مدتی که ملت مناطق مرکزی با شمول برادران اهل‌سنت که چند ولسوالی را متشکل بودند از روحانیت و دانشمندان معارف و اهل تجربه ملی در ورس گرد هم جمع و تشکیلات جامع اداری حکومت اسلامی به‌منظور تنظیم امور جهادی و رهبری انقلاب اسلامی شورای انقلابی اتفاق اسلامی افغانستان به وجود آمد. در اینجا شخص خودم بعلاوه که مصروف به تعمیل امر شرعی جهادی شخصاً آماده بودم و از طریق شورای منتخب مردم به ریاست عمومی کمیسیون نظامی جهاد و امور دفاعی تعیین شدم که جبهات ولایت پروان، ولایت غزنی و جاغوری و بامیان و قندهار و لشکرگاه را رهبری نمایم و چنانچه که نتیجه این عمل تا اکنون از نظر همه برادران پوشیده نیست و جبهات مقدم و مستحکم جهادی که در آستانه دوازدهمین سال انقلاب اسلامی قرار دارند. شاهد و ناظر صحنه می‌باشد. استقامت همه جبهات جهادی بالاخره قوای تا به دندان مسلح روسی را در سطح بین‌المللی به شکست و مرگ حتمی روبرو و به برگشت مفتضحانه مجبور کرد؛ ولی جنایات ارتش سرخ در سطح ملی و بین‌المللی از صفحات تاریخ محو نخواهد شد و بلکه نفرین‌ها را به خود ضمیمه دارند.


- خاطره های بسیار پرارز از انقلاب اسلامی و سنگر جهادی دارم که این سعادت را وارثين شهدا انشاء .... حفظ و باقبول تقديم هزاران شهید و تحمل محاصره های اقتصادی به تکامل دوجهتی میرسند .
۴- مجاهدین اسلامی بحمدالله از روحیه بسیار عالی برخوردار است و موضع نظامی سیاسی خودها را حفظ کرده‌اند. در عین حالی که بعلاوه به فشار جنگی و محاصره اقتصادی گرفتارند اما با اطمینان روحی و ایمان کامل جهاد مقدس را به حسن صورت انجام می‌دهند.


- فتوحات بس زیاد بوده از بامیان، و ولایت پروان و قندهار و لشکرگاه که درینجا گنجایش یاد ازان نیست تنها بعنوان نمونه تسلیم شدن صاحب منصبان و عساكر متعدد ژاندارم غزنی با الوسیله قهرمانان آزادی را نام میگیرم که در نتیجه آن غنیمت بس اشکار بدسترس مجاهدین قرار گرفت .
۵- دولت مزدور روسی آخرین لحظات حیات مکتب کمونیست را در رسانه‌های خبری دنیا و انقلابات ملت‌هایی که تاکنون از تاجیکستان و لهستان تا با آلمان شرق به زنجیر اسارت فرهنگی و اقتصادی گرفتار بودند مشاهده می‌کند و مرگ خودها را نیز چندان دور نمی‌بیند. ادامهٔ عمر آنها مربوط می‌شود به یک نظم کلی و پلان صحیح مجاهدین و سنگر داران جهادی که آخرین ضربه را همه با هم وارد و نقطه‌های محدودی که تحت کنترل رژیم می‌باشند آزاد و با مردم، اکثریت قاطع ملت مسلمان آزادی جمهوری اسلامی را تحقق به بخشند.
 
۶- در وضعیت فعلی زد و بندهای پنهان و آشکار جریان دارد که منوط است به بخش نهایی و کامل‌کننده انقلاب اسلامی باشد که وارثین شهدا و انقلاب بازیگران بیگانه را فرصت ندهند. البته با وحدت ملت مسلمان در مجموع و به‌خصوص سروصدای تأسیس حزب وحدت با تدوین کیفیت جامع وحدت همیشه آرمان من و همه ملت بوده و می‌باشد .
 
۷- حل مسئله افغانستان با محو کامل خلقی‌ها و پرچمی‌ها انجام می‌پذیرد که این وضع چه با تشدید جنگ نیروهای جهادی تحقق بپذیرد و یا اینکه آنها بیش از ین بر جنایات ضدبشری و تخلفات و تجاوزات بر مقدسات دینی و میهنی‌شان نیفزایند و به مجاهدین اسلامی افغانستان تسلیم شوند در این صورت بعضی از کارکنان که حزبی نمی‌باشد الی برگزاری و بررسی دقیق قضایی فرصت حیات خواهند داشت
 
۸- خاطره‌های بسیار پرارزش از انقلاب اسلامی و سنگر جهادی دارم که این سعادت را وارثین شهدا انشاء... حفظ و با قبول تقدیم هزاران شهید و تحمل محاصره‌های اقتصادی به تکامل دو جهتی می‌رسند .
 
۹- فتوحات بس زیاد بوده از بامیان، و ولایت پروان و قندهار و لشکرگاه که در اینجا گنجایش یاد از آن نیست تنها به‌عنوان نمونه تسلیم‌شدن صاحب‌منصبان و عساکر متعدد ژاندارم غزنی به وسیله قهرمانان آزادی را نام می‌گیرم که در نتیجه آن غنیمت بس آشکار به دسترس مجاهدین قرار گرفت.

نسخهٔ کنونی تا ۲ ژانویهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۱۹:۵۸

پیام اتفاق

این متن در نشریهٔ «پیام اتفاق»، شمارهٔ ۱۲، که در سال ۱۳۶۹ منتشر شده است، آمده است.

رئيس عمومی کمیسیون نظامی شورای انقلابی اتفاق اسلامی افغانستان: باشد که وارثین شهدا و انقلاب، بازیگران بیگانه را فرصت ندهند.

۱- از حضرت آقا صاحب جنرال رئیس عمومی کمیسیون نظامی جهاد شوروی تقاضامندم مختصری از زندگی‌نامه‌تان را برای خوانندگان جریده پیام اتفاق بیان فرمایید؟

۲- سوابق مبارزاتی‌تان را لطف فرموده شرح دهید.

۳- جبهاتی که تحت قیادت شما وظیفه جهادی‌شان را دنبال کرده‌اند شرح دهید.

۴- روحیه مجاهدین را در شرایط کنونی چطور ارزیابی می‌نمایید؟

۵- وضعیت فعلی دولت کابل چگونه بوده؟ روشنی دهید.

۶- به‌عنوان یک شخصیت نظامی که سال‌ها در جبهات جهادی حضور داشته‌اید نظرتان را راجع به وضعیت کنونی انقلاب اسلامی از جمله به‌میان‌آمدن حزب وحدت بیان نمایید.

۷- برای حل مشکل افغانستان چه راهی را بهتر می‌دانید راه‌حل نظامی و یا طریق سیاسی؟

۸- اگر خاطره از سال‌های انقلاب در ذهن حضرت‌عالی است بیان نمایید.

۹- از فتوحات عمدهٔ که تحت قیادت و فرماندهی جناب‌عالی در طی یازده سال انقلاب اسلامی صورت‌گرفته باشد شرح دهید.


بسم‌الله الرحمن الرحیم .

اینجانب سید محمدحسن متوطن در سیاریگ خوات ولسوالی ناهور که در سال ۱۳۱۷ هجری شمسی به مکتب لیسه حربی شامل درس و تکمیل بعد از آن بحر بی شوونځی (حربی پوهنتون) تحصیلات عالی نظامی را الی سال ۱۳۳۰ هجری شمسی به پایان رسانیده. روی مقررات نظام وقت به کفالت ضابط در قطعه عسکری موظف شدم و قدم‌به‌قدم با پیشبرد وظیفه به رتبه‌های بالاتر ارتقا و در نتیجه تا سال ۱۳۴۹ شمسی به رتبه جگرنی رسیدم. نظر به شرایط بی‌عدالتی وقت از وظیفه کناره‌گیری نمودم .

۲- بعد از کناره‌گیری از وظیفه در ماوای اصلی در سیاریگ خوات جابه‌جا و به مطالعات تاریخ اجتماعی و فلسفی چهره‌های انقلابی و وضع مردم افغانستان و منطقه می‌اندیشیدم البته برای ارتقای مکتب ابتدائیه شش صفه خوات کوشش انجام دادم تا متوسطه شد و با شخصیت‌های ملی شناخت‌ها و تماس‌ها حاصل نمودم و در سال ۱۳۵۲ خواستم در خدمت بهتر ملت منطقه آماده شوم به کاندیدای وکالت شورا تصمیم گرفتم تا از این طریق خواسته‌های برحق ملت را به حکومت و حکومت را به‌واقع به خدمت مردم افغانستان و قانع سازم؛ اما تغییرات حکومتی در سطح افغانستان به وجود آمد و حکومت به داوود منتقل شد.

با گذشت تقریباً پنج سال این وضع کودتای دیگری به‌وسیله خلقی‌ها و پرچمی‌ها به وقوع پیوست که بیش از بیش خطر انحطاط فکری مردم به‌محض قدرت‌گرفتن مشاهده می‌شد که در این مورد با روحانیت مبارز این وضع آشفته را در میان گذاشته و از پیامد ناگواری که به دنبال داشت مذاکره می‌کردم که در نتیجه مقصود خوشبختانه با جمیع روحانیت ما حول به مبارزه علیه اقدام‌های خلاف دستورات اسلامی که توسط خلقی و پرچمی‌ها در رأس ترکی صورت‌گرفته بود، موفق شدیم طی دو روز جلسه، جبهات نظامی در ولسوالی بهسود ترتیب و هم جبهه دیگری در براندازی ولسوالی ناهور تنظیم نمودیم و جبهه دیگری در ولسوالی جاغوری تحت قومانده قوماندان عبدالخالق در جاغوری سوق دادیم و خودم رهبری نظامی جبهه ولسوالی ناهور را به عهده گرفتم که به تاریخ ۲/۶/۱۳۵۸ ولسوالی ناهور را از لوث وجود ناپاک ایادی روس‌ها پاک و سپس به مسیر سراب و جغتو و ولسوالی گلبوری نظامی‌های جهادی را قومانده دادم که به ترتیب جبهات در ککرک و ترگان و مردم سراب جغتو را نیز در قیاق جابه‌جا و خودم با عده‌ای از مجاهدین در ده حاجی و ده حمزه و میدان مصروف پاک‌سازی شدم و به حمد خداوند کریم با اندک‌زمان مناطق نامبرده به دست پرتوان قهرمانان آزاد و پوزه خلقی‌ها و پرچمی‌ها به خاک مالیده شد.جبهات منظم در سنگر مقدم اطراف غزنی جابه‌جا شد.

بعد از آن ارتباط جهاد را گسترش دادم و در مربوطات غزنی با برادران اهل‌سنت داخل مذاکره شدم که و بعد از مدتی که ملت مناطق مرکزی با شمول برادران اهل‌سنت که چند ولسوالی را متشکل بودند از روحانیت و دانشمندان معارف و اهل تجربه ملی در ورس گرد هم جمع و تشکیلات جامع اداری حکومت اسلامی به‌منظور تنظیم امور جهادی و رهبری انقلاب اسلامی شورای انقلابی اتفاق اسلامی افغانستان به وجود آمد. در اینجا شخص خودم بعلاوه که مصروف به تعمیل امر شرعی جهادی شخصاً آماده بودم و از طریق شورای منتخب مردم به ریاست عمومی کمیسیون نظامی جهاد و امور دفاعی تعیین شدم که جبهات ولایت پروان، ولایت غزنی و جاغوری و بامیان و قندهار و لشکرگاه را رهبری نمایم و چنانچه که نتیجه این عمل تا اکنون از نظر همه برادران پوشیده نیست و جبهات مقدم و مستحکم جهادی که در آستانه دوازدهمین سال انقلاب اسلامی قرار دارند. شاهد و ناظر صحنه می‌باشد. استقامت همه جبهات جهادی بالاخره قوای تا به دندان مسلح روسی را در سطح بین‌المللی به شکست و مرگ حتمی روبرو و به برگشت مفتضحانه مجبور کرد؛ ولی جنایات ارتش سرخ در سطح ملی و بین‌المللی از صفحات تاریخ محو نخواهد شد و بلکه نفرین‌ها را به خود ضمیمه دارند.

۴- مجاهدین اسلامی بحمدالله از روحیه بسیار عالی برخوردار است و موضع نظامی سیاسی خودها را حفظ کرده‌اند. در عین حالی که بعلاوه به فشار جنگی و محاصره اقتصادی گرفتارند اما با اطمینان روحی و ایمان کامل جهاد مقدس را به حسن صورت انجام می‌دهند.

۵- دولت مزدور روسی آخرین لحظات حیات مکتب کمونیست را در رسانه‌های خبری دنیا و انقلابات ملت‌هایی که تاکنون از تاجیکستان و لهستان تا با آلمان شرق به زنجیر اسارت فرهنگی و اقتصادی گرفتار بودند مشاهده می‌کند و مرگ خودها را نیز چندان دور نمی‌بیند. ادامهٔ عمر آنها مربوط می‌شود به یک نظم کلی و پلان صحیح مجاهدین و سنگر داران جهادی که آخرین ضربه را همه با هم وارد و نقطه‌های محدودی که تحت کنترل رژیم می‌باشند آزاد و با مردم، اکثریت قاطع ملت مسلمان آزادی جمهوری اسلامی را تحقق به بخشند.

۶- در وضعیت فعلی زد و بندهای پنهان و آشکار جریان دارد که منوط است به بخش نهایی و کامل‌کننده انقلاب اسلامی باشد که وارثین شهدا و انقلاب بازیگران بیگانه را فرصت ندهند. البته با وحدت ملت مسلمان در مجموع و به‌خصوص سروصدای تأسیس حزب وحدت با تدوین کیفیت جامع وحدت همیشه آرمان من و همه ملت بوده و می‌باشد .

۷- حل مسئله افغانستان با محو کامل خلقی‌ها و پرچمی‌ها انجام می‌پذیرد که این وضع چه با تشدید جنگ نیروهای جهادی تحقق بپذیرد و یا اینکه آنها بیش از ین بر جنایات ضدبشری و تخلفات و تجاوزات بر مقدسات دینی و میهنی‌شان نیفزایند و به مجاهدین اسلامی افغانستان تسلیم شوند در این صورت بعضی از کارکنان که حزبی نمی‌باشد الی برگزاری و بررسی دقیق قضایی فرصت حیات خواهند داشت

۸- خاطره‌های بسیار پرارزش از انقلاب اسلامی و سنگر جهادی دارم که این سعادت را وارثین شهدا انشاء... حفظ و با قبول تقدیم هزاران شهید و تحمل محاصره‌های اقتصادی به تکامل دو جهتی می‌رسند .

۹- فتوحات بس زیاد بوده از بامیان، و ولایت پروان و قندهار و لشکرگاه که در اینجا گنجایش یاد از آن نیست تنها به‌عنوان نمونه تسلیم‌شدن صاحب‌منصبان و عساکر متعدد ژاندارم غزنی به وسیله قهرمانان آزادی را نام می‌گیرم که در نتیجه آن غنیمت بس آشکار به دسترس مجاهدین قرار گرفت.