پرش به محتوا

کاربر:محمد/صفحه تمرین ۲: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی‌هزاره
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۱۲ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
=== پیام اتفاق ===
<blockquote>این متن در نشریهٔ «پیام اتفاق»، شمارهٔ ۱۲، که در سال ۱۳۶۹ منتشر شده است، آمده است.</blockquote>'''رئيس عمومی کمیسیون نظامی شورای انقلابی اتفاق اسلامی افغانستان: باشد که وارثین شهدا و انقلاب، بازیگران بیگانه را فرصت ندهند.'''


در
۱- از حضرت آقا صاحب جنرال رئیس عمومی کمیسیون نظامی جهاد شوروی تقاضامندم مختصری از زندگی‌نامه‌تان را برای خوانندگان جریده پیام اتفاق بیان فرمایید؟
تاریخچه سازمان
اینجا لازم دانستیم که تاریخچه تشکیل و رشد سازمان نصر افغانستان را هرچند که در این فرصت مجال کار درخور آن را نداشته باشیم - دست کم بطور خلاصه ذکر نماییم و شرح آن را به وقت دیگری موکول کنیم . در سالهای ۴۷ - ۴۸ اواخر سلنطت " ظاهرشاه " ( عروسک


۲- سوابق مبارزاتی‌تان را لطف فرموده شرح دهید.


"
۳- جبهاتی که تحت قیادت شما وظیفه جهادی‌شان را دنبال کرده‌اند شرح دهید.
بی اراده شرق و غرب) دردل رنجور و یاس زده ما جرقه ای جهید واتشی بوجود آمد تا زندگی افسرده سرد و ساکت جهان یخ بسته از سرمای جهل ، ستم ، بی عدالتی را در شراره های آن که از درون جان ما ، سردر آورده بود ، گداخته و گرم سازد و با طوفان جهل كوب ستم سوز برای رهایی مستضعفین ( من الرجال والنساء والولدان الذين يقولون رنبا اخرجنا من هذه القريد الظالم اهلها ) بپا خیزد و با چنگالهای پرخون دژخیمان درآویزد و با دژخیم مقاتله کند تا خواست ستمدیدگان ) و اجعل لنا من لدنک ولیا و اجعل لنا من لدنک نصیرا) در وعده جزمی خدا ( ادعوني استجب لكم )
6
"
جلوه عینی و شهود يابد ) و كان حقا علينا نصر المؤمنين ) . همان بود که با تعهد اسلامی، احساس برخاسته از درد و انبول مسئولیت در برابر هر آنچه وجود داشت بویژه ارزشهای اسلامی و سرنوشت مردم مسلمان که از همه سو توسط دلقکهای استعمار به بازی و مسخره گرفته میشد، برآن شدیم که تا در حد امکان برای پاره کردن زنجیرهای اهریمنی و دریدن پرده های نیرنگ و قریب شب آوران که بر سیمای تابناک ارزشهای اسلامی کشیده اند کشند و مردم مسلمان را بدنبال آن به اسارت و مرگ تدریجی و سیاه می کشانند اهتمام ورزیم که من اصبح ولم بهنم بامور المسلمين بلين بمسلم " . اما، با اعتقاد به این حقیقت که هر کا رسیاسی و احیانا" نظامی ای که بر محور باورهای مکتبی ) (اسلام) استوار نباشد و در ( ایندگی فرهنگ بلال اسلامی متکی به "وحی روشنایی و جهت


۴- روحیه مجاهدین را در شرایط کنونی چطور ارزیابی می‌نمایید؟


نیابد، نه به کعبه مقصود بلکه به ترکستان خواهد انجامید، از
۵- وضعیت فعلی دولت کابل چگونه بوده؟ روشنی دهید.
"
مبنا شروع کردیم و با درکی که از وضعیت جامعه، موقعیت خود ابزار و زمینه کارو روش آن داشتیم، به کار ایدئولوژیکی پرداختیم . در سال ۱۳۵۱ که توان کار سیاسی را در خود یافتیم، اولین
هسته سیاسی را تحت "نام روحانیت نوین بوجود آوردیم . البته روحانیت نوین بر این مبنا نبود که این هسته تنها متشکل از روحانیت است و بس بلکه بخاطر نیاز شدیدی بود که احساس می شد ( ضرورت تغییر اصولی در وضع روحانیت ) زیرا ، بدنبال سیاستهای استعماری جهت فلج نمودن این بازوی نیرومند مردم ، روحانیون نیز از سویی پذیرفته بودند که کار خسرو را به خسرو واگذارند و کار قیصر را به قیصر و از سوی دیگر میان خود و نسل جوان دیوار برافراشته تا آسمان احساس می کردند و راهی برای آشنایی و آشتی نمی یافتند و نسل جوان نیز از روحانیت رمیده و بیگانه ما با اعتقاد به این که تا این دو بازو ، همکار نگردد و این دو مشت برای کوبیدن برج و باروی خصم ، بهم گره نخورد، کاری را
نمیتوان از پیش برد، روحانیت نوین را بوجود آوردیم .
مبتنی بر آنچه شرح داده شد ، دسته ای از روحانیون و روشنفکران مسلمان بر مطمئن ترین پلان استعمار - استبداد ) تفکیک طلبه . محصل تاختند و در اندک زمان قادر شدیم دیوارهایی که در چند قرن میان این دو تیپ شکل گرفته بود، با تغییر انقلابی در بینش و کردار بخش مهم از روحانیت در هم فرو ریزیم . در حدی که انتظارش به آن زودیها نمیرفت و مهرههای آگاه و ناآگاه استعمار


۶- به‌عنوان یک شخصیت نظامی که سال‌ها در جبهات جهادی حضور داشته‌اید نظرتان را راجع به وضعیت کنونی انقلاب اسلامی از جمله به‌میان‌آمدن حزب وحدت بیان نمایید.


استبداد - ارتجاع را دچار سرگیجه ساخت.
۷- برای حل مشکل افغانستان چه راهی را بهتر می‌دانید راه‌حل نظامی و یا طریق سیاسی؟
-
با پیوند مدرسه و فاکولته و وحدت طلبه و محصل ، درجهت
ایجاد تشکیلات اصولی برای بثمر رساندن مبارزات حق طلبانه
4
خود، توان بیشتری یافتیم. لذا از تاریخ ۱۳۵۲ زیر نام زیر نام گروه مستضعفين" بکار خود ادامه دادیم .
از سال ۱۳۵۴ پس از تدوین مرامنامه و اعلام مواضع در زمینه های اعتقادی - سیاسی، زیر نام " حزب حسینی حزب حسینی" به مبارزات خود
ادامه دادیم .
تا پایان سال ۱۳۵۵ مشغول تنظیم کارهای فکری سیاسی و سازماندهی دوتیپ طلبه و محصل و بطور عمده با سوادان، بودیم و در سطح تودههای عوام، تنها از طریق تبلیغ وخطابه ، کارروشنگری
داشتیم
در
سال ۱۳۵۶ بعد تازه ای (نظامی) – که خود را قادر به
1
تدارک مقدمات آن میدیدیم - در مجموعه فعالیتهای ما افزوده شد و شاخه نظامی" برای" وارد کردن ضربه های نابود کننده بر پیکر رژیم مشغول فراگیری دانش نظامی گردید .
در سال ۱۳۵۷ کودتای خونین و ننگین ۷ ثور بوقوع پیوست و جو خفقان وپلیسی ای که لازمه نظام های مبتنی بر مارکسیسم است، ایجاد شد و هر لحظه امکان خوردن ضربه های جبران ناپذیری را بوجود آورد و برای جلوگیری از این ضربه ها "مرکزیت " به خارج از کشور انتقال یافت و بعد از آن از سال ۱۳۵۷ تحت عنوان
،
"
سازمان نصر افغانستان به مبارزات اسلامی خود هرچه پرتلاشتر


۸- اگر خاطره از سال‌های انقلاب در ذهن حضرت‌عالی است بیان نمایید.


-
۹- از فتوحات عمدهٔ که تحت قیادت و فرماندهی جناب‌عالی در طی یازده سال انقلاب اسلامی صورت‌گرفته باشد شرح دهید.
ادامه دادیم. ولی بدنبال کودتای ۷ ثور چرخش ـ بسیار زود - سیاست در افغانستان جنگ مسلحانه را بر ما تحمیل کرد و پیش
 
از آنکه ما دست به جنگ بزنیم، جنگ ما را به میدان طلبید. پس از کودتای ۷ تور ۱۳۵۷ و انتقال مرکزیت بخارج از کشور
 
"
 
و انتخاب عنوان سازمان نصر افغانستان دو گروه یکی "روحانیت مبارز که قبلا توسط یک دسته از علمای انقلابی افغانستانی مقیم
بسم‌الله الرحمن الرحیم .
"
 
نجف اشرف تشکیل یافته بود و دیگری گروه مستضعفین " که با تلاش طلاب جوان افغانستانی مقیم مشهد مقدس بوجود آمده بود ، پس از مذاکرات دوستانه به سازمان پیوند خورد و کار در خارج از کشور شکل گسترده تری یافت. همزمان با پیش آمدن ،جنگ، ساحه فعالیت سازمان، از مدارس مکاتب و پوهنتون بسوی روستاها و بازار در شهرها توسعه یافت و پشتوانه اصیل مردمی برای دست بردن به تفنگ بخاطر بر اندازی دولت دست نشانده وقطع ریشه های ستم و تجاوز، بوجود
اینجانب سید محمدحسن متوطن در سیاریگ خوات ولسوالی ناهور که در سال ۱۳۱۷ هجری شمسی به مکتب لیسه حربی شامل درس و تکمیل بعد از آن بحر بی شوونځی (حربی پوهنتون) تحصیلات عالی نظامی را الی سال ۱۳۳۰ هجری شمسی به پایان رسانیده. روی مقررات نظام وقت به کفالت ضابط در قطعه عسکری موظف شدم و قدم‌به‌قدم با پیشبرد وظیفه به رتبه‌های بالاتر ارتقا و در نتیجه تا سال ۱۳۴۹ شمسی به رتبه جگرنی رسیدم. نظر به شرایط بی‌عدالتی وقت از وظیفه کناره‌گیری نمودم .
آمد
 
در اواخر سال ۱۳۵۷ همراه با خیزش سرخ و انقلابی ملت
۲- بعد از کناره‌گیری از وظیفه در ماوای اصلی در سیاریگ خوات جابه‌جا و به مطالعات تاریخ اجتماعی و فلسفی چهره‌های انقلابی و وضع مردم افغانستان و منطقه می‌اندیشیدم البته برای ارتقای مکتب ابتدائیه شش صفه خوات کوشش انجام دادم تا متوسطه شد و با شخصیت‌های ملی شناخت‌ها و تماس‌ها حاصل نمودم و در سال ۱۳۵۲ خواستم در خدمت بهتر ملت منطقه آماده شوم به کاندیدای وکالت شورا تصمیم گرفتم تا از این طریق خواسته‌های برحق ملت را به حکومت و حکومت را به‌واقع به خدمت مردم افغانستان و قانع سازم؛ اما تغییرات حکومتی در سطح افغانستان به وجود آمد و حکومت به داوود منتقل شد.
مسلمان و قهرمان، به سنگرها شتافتیم . واکنون نیز بعنوان یک بخش از مبارزات اسلامی و رهایی بخش تلاش خود را در وجهههای اعتقادی - سیاسی - نظامی بخاطر انجام رسالت و مسئولیت اسلامی خود، ادامه میدهیم و تا محو
 
کامل مظاهر شرک و استکبار هم از پای نخواهیم نشست.
با گذشت تقریباً پنج سال این وضع کودتای دیگری به‌وسیله خلقی‌ها و پرچمی‌ها به وقوع پیوست که بیش از بیش خطر انحطاط فکری مردم به‌محض قدرت‌گرفتن مشاهده می‌شد که در این مورد با روحانیت مبارز این وضع آشفته را در میان گذاشته و از پیامد ناگواری که به دنبال داشت مذاکره می‌کردم که در نتیجه مقصود خوشبختانه با جمیع روحانیت ما حول به مبارزه علیه اقدام‌های خلاف دستورات اسلامی که توسط خلقی و پرچمی‌ها در رأس ترکی صورت‌گرفته بود، موفق شدیم طی دو روز جلسه، جبهات نظامی در ولسوالی بهسود ترتیب و هم جبهه دیگری در براندازی ولسوالی ناهور تنظیم نمودیم و جبهه دیگری در ولسوالی جاغوری تحت قومانده قوماندان عبدالخالق در جاغوری سوق دادیم و خودم رهبری نظامی جبهه ولسوالی ناهور را به عهده گرفتم که به تاریخ ۲/۶/۱۳۵۸ ولسوالی ناهور را از لوث وجود ناپاک ایادی روس‌ها پاک و سپس به مسیر سراب و جغتو و ولسوالی گلبوری نظامی‌های جهادی را قومانده دادم که به ترتیب جبهات در ککرک و ترگان و مردم سراب جغتو را نیز در قیاق جابه‌جا و خودم با عده‌ای از مجاهدین در ده حاجی و ده حمزه و میدان مصروف پاک‌سازی شدم و به حمد خداوند کریم با اندک‌زمان مناطق نامبرده به دست پرتوان قهرمانان آزاد و پوزه خلقی‌ها و پرچمی‌ها به خاک مالیده شد.جبهات منظم در سنگر مقدم اطراف غزنی جابه‌جا شد.
وكان حقا " علينا نصر المؤمنين .
 
بعد از آن ارتباط جهاد را گسترش دادم و در مربوطات غزنی با برادران اهل‌سنت داخل مذاکره شدم که و بعد از مدتی که ملت مناطق مرکزی با شمول برادران اهل‌سنت که چند ولسوالی را متشکل بودند از روحانیت و دانشمندان معارف و اهل تجربه ملی در ورس گرد هم جمع و تشکیلات جامع اداری حکومت اسلامی به‌منظور تنظیم امور جهادی و رهبری انقلاب اسلامی شورای انقلابی اتفاق اسلامی افغانستان به وجود آمد. در اینجا شخص خودم بعلاوه که مصروف به تعمیل امر شرعی جهادی شخصاً آماده بودم و از طریق شورای منتخب مردم به ریاست عمومی کمیسیون نظامی جهاد و امور دفاعی تعیین شدم که جبهات ولایت پروان، ولایت غزنی و جاغوری و بامیان و قندهار و لشکرگاه را رهبری نمایم و چنانچه که نتیجه این عمل تا اکنون از نظر همه برادران پوشیده نیست و جبهات مقدم و مستحکم جهادی که در آستانه دوازدهمین سال انقلاب اسلامی قرار دارند. شاهد و ناظر صحنه می‌باشد. استقامت همه جبهات جهادی بالاخره قوای تا به دندان مسلح روسی را در سطح بین‌المللی به شکست و مرگ حتمی روبرو و به برگشت مفتضحانه مجبور کرد؛ ولی جنایات ارتش سرخ در سطح ملی و بین‌المللی از صفحات تاریخ محو نخواهد شد و بلکه نفرین‌ها را به خود ضمیمه دارند.
 
۴- مجاهدین اسلامی بحمدالله از روحیه بسیار عالی برخوردار است و موضع نظامی سیاسی خودها را حفظ کرده‌اند. در عین حالی که بعلاوه به فشار جنگی و محاصره اقتصادی گرفتارند اما با اطمینان روحی و ایمان کامل جهاد مقدس را به حسن صورت انجام می‌دهند.
 
۵- دولت مزدور روسی آخرین لحظات حیات مکتب کمونیست را در رسانه‌های خبری دنیا و انقلابات ملت‌هایی که تاکنون از تاجیکستان و لهستان تا با آلمان شرق به زنجیر اسارت فرهنگی و اقتصادی گرفتار بودند مشاهده می‌کند و مرگ خودها را نیز چندان دور نمی‌بیند. ادامهٔ عمر آنها مربوط می‌شود به یک نظم کلی و پلان صحیح مجاهدین و سنگر داران جهادی که آخرین ضربه را همه با هم وارد و نقطه‌های محدودی که تحت کنترل رژیم می‌باشند آزاد و با مردم، اکثریت قاطع ملت مسلمان آزادی جمهوری اسلامی را تحقق به بخشند.
 
۶- در وضعیت فعلی زد و بندهای پنهان و آشکار جریان دارد که منوط است به بخش نهایی و کامل‌کننده انقلاب اسلامی باشد که وارثین شهدا و انقلاب بازیگران بیگانه را فرصت ندهند. البته با وحدت ملت مسلمان در مجموع و به‌خصوص سروصدای تأسیس حزب وحدت با تدوین کیفیت جامع وحدت همیشه آرمان من و همه ملت بوده و می‌باشد .
 
۷- حل مسئله افغانستان با محو کامل خلقی‌ها و پرچمی‌ها انجام می‌پذیرد که این وضع چه با تشدید جنگ نیروهای جهادی تحقق بپذیرد و یا اینکه آنها بیش از ین بر جنایات ضدبشری و تخلفات و تجاوزات بر مقدسات دینی و میهنی‌شان نیفزایند و به مجاهدین اسلامی افغانستان تسلیم شوند در این صورت بعضی از کارکنان که حزبی نمی‌باشد الی برگزاری و بررسی دقیق قضایی فرصت حیات خواهند داشت
 
۸- خاطره‌های بسیار پرارزش از انقلاب اسلامی و سنگر جهادی دارم که این سعادت را وارثین شهدا انشاء... حفظ و با قبول تقدیم هزاران شهید و تحمل محاصره‌های اقتصادی به تکامل دو جهتی می‌رسند .
 
۹- فتوحات بس زیاد بوده از بامیان، و ولایت پروان و قندهار و لشکرگاه که در اینجا گنجایش یاد از آن نیست تنها به‌عنوان نمونه تسلیم‌شدن صاحب‌منصبان و عساکر متعدد ژاندارم غزنی به وسیله قهرمانان آزادی را نام می‌گیرم که در نتیجه آن غنیمت بس آشکار به دسترس مجاهدین قرار گرفت.

نسخهٔ کنونی تا ۲ ژانویهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۱۹:۵۸

پیام اتفاق

این متن در نشریهٔ «پیام اتفاق»، شمارهٔ ۱۲، که در سال ۱۳۶۹ منتشر شده است، آمده است.

رئيس عمومی کمیسیون نظامی شورای انقلابی اتفاق اسلامی افغانستان: باشد که وارثین شهدا و انقلاب، بازیگران بیگانه را فرصت ندهند.

۱- از حضرت آقا صاحب جنرال رئیس عمومی کمیسیون نظامی جهاد شوروی تقاضامندم مختصری از زندگی‌نامه‌تان را برای خوانندگان جریده پیام اتفاق بیان فرمایید؟

۲- سوابق مبارزاتی‌تان را لطف فرموده شرح دهید.

۳- جبهاتی که تحت قیادت شما وظیفه جهادی‌شان را دنبال کرده‌اند شرح دهید.

۴- روحیه مجاهدین را در شرایط کنونی چطور ارزیابی می‌نمایید؟

۵- وضعیت فعلی دولت کابل چگونه بوده؟ روشنی دهید.

۶- به‌عنوان یک شخصیت نظامی که سال‌ها در جبهات جهادی حضور داشته‌اید نظرتان را راجع به وضعیت کنونی انقلاب اسلامی از جمله به‌میان‌آمدن حزب وحدت بیان نمایید.

۷- برای حل مشکل افغانستان چه راهی را بهتر می‌دانید راه‌حل نظامی و یا طریق سیاسی؟

۸- اگر خاطره از سال‌های انقلاب در ذهن حضرت‌عالی است بیان نمایید.

۹- از فتوحات عمدهٔ که تحت قیادت و فرماندهی جناب‌عالی در طی یازده سال انقلاب اسلامی صورت‌گرفته باشد شرح دهید.


بسم‌الله الرحمن الرحیم .

اینجانب سید محمدحسن متوطن در سیاریگ خوات ولسوالی ناهور که در سال ۱۳۱۷ هجری شمسی به مکتب لیسه حربی شامل درس و تکمیل بعد از آن بحر بی شوونځی (حربی پوهنتون) تحصیلات عالی نظامی را الی سال ۱۳۳۰ هجری شمسی به پایان رسانیده. روی مقررات نظام وقت به کفالت ضابط در قطعه عسکری موظف شدم و قدم‌به‌قدم با پیشبرد وظیفه به رتبه‌های بالاتر ارتقا و در نتیجه تا سال ۱۳۴۹ شمسی به رتبه جگرنی رسیدم. نظر به شرایط بی‌عدالتی وقت از وظیفه کناره‌گیری نمودم .

۲- بعد از کناره‌گیری از وظیفه در ماوای اصلی در سیاریگ خوات جابه‌جا و به مطالعات تاریخ اجتماعی و فلسفی چهره‌های انقلابی و وضع مردم افغانستان و منطقه می‌اندیشیدم البته برای ارتقای مکتب ابتدائیه شش صفه خوات کوشش انجام دادم تا متوسطه شد و با شخصیت‌های ملی شناخت‌ها و تماس‌ها حاصل نمودم و در سال ۱۳۵۲ خواستم در خدمت بهتر ملت منطقه آماده شوم به کاندیدای وکالت شورا تصمیم گرفتم تا از این طریق خواسته‌های برحق ملت را به حکومت و حکومت را به‌واقع به خدمت مردم افغانستان و قانع سازم؛ اما تغییرات حکومتی در سطح افغانستان به وجود آمد و حکومت به داوود منتقل شد.

با گذشت تقریباً پنج سال این وضع کودتای دیگری به‌وسیله خلقی‌ها و پرچمی‌ها به وقوع پیوست که بیش از بیش خطر انحطاط فکری مردم به‌محض قدرت‌گرفتن مشاهده می‌شد که در این مورد با روحانیت مبارز این وضع آشفته را در میان گذاشته و از پیامد ناگواری که به دنبال داشت مذاکره می‌کردم که در نتیجه مقصود خوشبختانه با جمیع روحانیت ما حول به مبارزه علیه اقدام‌های خلاف دستورات اسلامی که توسط خلقی و پرچمی‌ها در رأس ترکی صورت‌گرفته بود، موفق شدیم طی دو روز جلسه، جبهات نظامی در ولسوالی بهسود ترتیب و هم جبهه دیگری در براندازی ولسوالی ناهور تنظیم نمودیم و جبهه دیگری در ولسوالی جاغوری تحت قومانده قوماندان عبدالخالق در جاغوری سوق دادیم و خودم رهبری نظامی جبهه ولسوالی ناهور را به عهده گرفتم که به تاریخ ۲/۶/۱۳۵۸ ولسوالی ناهور را از لوث وجود ناپاک ایادی روس‌ها پاک و سپس به مسیر سراب و جغتو و ولسوالی گلبوری نظامی‌های جهادی را قومانده دادم که به ترتیب جبهات در ککرک و ترگان و مردم سراب جغتو را نیز در قیاق جابه‌جا و خودم با عده‌ای از مجاهدین در ده حاجی و ده حمزه و میدان مصروف پاک‌سازی شدم و به حمد خداوند کریم با اندک‌زمان مناطق نامبرده به دست پرتوان قهرمانان آزاد و پوزه خلقی‌ها و پرچمی‌ها به خاک مالیده شد.جبهات منظم در سنگر مقدم اطراف غزنی جابه‌جا شد.

بعد از آن ارتباط جهاد را گسترش دادم و در مربوطات غزنی با برادران اهل‌سنت داخل مذاکره شدم که و بعد از مدتی که ملت مناطق مرکزی با شمول برادران اهل‌سنت که چند ولسوالی را متشکل بودند از روحانیت و دانشمندان معارف و اهل تجربه ملی در ورس گرد هم جمع و تشکیلات جامع اداری حکومت اسلامی به‌منظور تنظیم امور جهادی و رهبری انقلاب اسلامی شورای انقلابی اتفاق اسلامی افغانستان به وجود آمد. در اینجا شخص خودم بعلاوه که مصروف به تعمیل امر شرعی جهادی شخصاً آماده بودم و از طریق شورای منتخب مردم به ریاست عمومی کمیسیون نظامی جهاد و امور دفاعی تعیین شدم که جبهات ولایت پروان، ولایت غزنی و جاغوری و بامیان و قندهار و لشکرگاه را رهبری نمایم و چنانچه که نتیجه این عمل تا اکنون از نظر همه برادران پوشیده نیست و جبهات مقدم و مستحکم جهادی که در آستانه دوازدهمین سال انقلاب اسلامی قرار دارند. شاهد و ناظر صحنه می‌باشد. استقامت همه جبهات جهادی بالاخره قوای تا به دندان مسلح روسی را در سطح بین‌المللی به شکست و مرگ حتمی روبرو و به برگشت مفتضحانه مجبور کرد؛ ولی جنایات ارتش سرخ در سطح ملی و بین‌المللی از صفحات تاریخ محو نخواهد شد و بلکه نفرین‌ها را به خود ضمیمه دارند.

۴- مجاهدین اسلامی بحمدالله از روحیه بسیار عالی برخوردار است و موضع نظامی سیاسی خودها را حفظ کرده‌اند. در عین حالی که بعلاوه به فشار جنگی و محاصره اقتصادی گرفتارند اما با اطمینان روحی و ایمان کامل جهاد مقدس را به حسن صورت انجام می‌دهند.

۵- دولت مزدور روسی آخرین لحظات حیات مکتب کمونیست را در رسانه‌های خبری دنیا و انقلابات ملت‌هایی که تاکنون از تاجیکستان و لهستان تا با آلمان شرق به زنجیر اسارت فرهنگی و اقتصادی گرفتار بودند مشاهده می‌کند و مرگ خودها را نیز چندان دور نمی‌بیند. ادامهٔ عمر آنها مربوط می‌شود به یک نظم کلی و پلان صحیح مجاهدین و سنگر داران جهادی که آخرین ضربه را همه با هم وارد و نقطه‌های محدودی که تحت کنترل رژیم می‌باشند آزاد و با مردم، اکثریت قاطع ملت مسلمان آزادی جمهوری اسلامی را تحقق به بخشند.

۶- در وضعیت فعلی زد و بندهای پنهان و آشکار جریان دارد که منوط است به بخش نهایی و کامل‌کننده انقلاب اسلامی باشد که وارثین شهدا و انقلاب بازیگران بیگانه را فرصت ندهند. البته با وحدت ملت مسلمان در مجموع و به‌خصوص سروصدای تأسیس حزب وحدت با تدوین کیفیت جامع وحدت همیشه آرمان من و همه ملت بوده و می‌باشد .

۷- حل مسئله افغانستان با محو کامل خلقی‌ها و پرچمی‌ها انجام می‌پذیرد که این وضع چه با تشدید جنگ نیروهای جهادی تحقق بپذیرد و یا اینکه آنها بیش از ین بر جنایات ضدبشری و تخلفات و تجاوزات بر مقدسات دینی و میهنی‌شان نیفزایند و به مجاهدین اسلامی افغانستان تسلیم شوند در این صورت بعضی از کارکنان که حزبی نمی‌باشد الی برگزاری و بررسی دقیق قضایی فرصت حیات خواهند داشت

۸- خاطره‌های بسیار پرارزش از انقلاب اسلامی و سنگر جهادی دارم که این سعادت را وارثین شهدا انشاء... حفظ و با قبول تقدیم هزاران شهید و تحمل محاصره‌های اقتصادی به تکامل دو جهتی می‌رسند .

۹- فتوحات بس زیاد بوده از بامیان، و ولایت پروان و قندهار و لشکرگاه که در اینجا گنجایش یاد از آن نیست تنها به‌عنوان نمونه تسلیم‌شدن صاحب‌منصبان و عساکر متعدد ژاندارم غزنی به وسیله قهرمانان آزادی را نام می‌گیرم که در نتیجه آن غنیمت بس آشکار به دسترس مجاهدین قرار گرفت.